تیر ـ ۲۲ ژوئن ـ جنگ کاتالون و شکست آتیلا
هون
ها که در اوایل دهه ۴۴۰ میلادی توسط ارتش ایران (زمان پادشاهی یزدگر دوم)
از قفقاز شمالی به بالکان رانده شده بودند، در جنگ کاتالون (بیستم تا ۲۲)
ژوئن سال ۴۵۱ میلادی در نزدیکی رودخانه لوآر در فرانسه از واحدهای مشترک
رومی، فرانک (فرانسوی) و ژرمن (آلمانی) شکست خوردند و به سرزمین مجارستان
(که به نام آنان هونگری = هنگری نامیده می شود) قانع شدند. فرماندهی هون ها
را در جنگ کاتالون، آتیلا برعهده داشت. شاپور دوم (ذوالاکتاف) شاه ساسانی
ایران قبلا (نزدیک به یک قرن پیش از جنگ کاتالون) هون ها را که در ورارود
(آسیای میانه) قصد ورود به ایران زمین را کرده بودند، ازطریق جنوب روسیه به
سمت اروپا فراری داده بود.
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
دوز یولوندان آزان آغلاتدی منی
گؤردوم حسرتدی همالر سوموگه
ایشله ییر شاختا سوموکدن ایلیگه
دوزوموزده اه ییلیر ایری لیگه
قالدی قانماز ، قانان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
تک صبیر گلدی دئدیم ایش دوزه له ر
قار گئده ر ، زور ارییه ر ، یاز دا گله ر
نه بیلیم یازدا بوران باغری ده له ر
یوخا چیخمیش گومان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
دئدیله ر بیر گون اولار ساز حالیمیز
قیتدیق اولسا واریمیز یاغ بالیمیز
ایندی کی اون تک اولوب ساققالیمیز
بو یالان سؤز یامان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
ظن ائدیردیم آغیر اولسا یارالار
یارالار آغریسین آنجاق یار آلار
نه بیلئیدیم اوره یی یار یارالار
بیلمه مه زلیکدی قان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
اره لر توشدو کو جنگل جانینا
تولکولر تور توخودو اصلانینا
طرلانین اووچو باتیرجاق قانینا
اوخدان آرتیق کمان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
اریمه ز قالدی بئیین ده بوزوموز
گؤیده سایریشمادی بخت اولدوزوموز
نه قویون قالدی نه املیک قوزوموز
قوردا به نزه ر چوبان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
من دئدیم باغلاسا یادلار قولومو
دایاغیم وار قورویا ساغ سولومو
قوپدو بیر کن کی ایتیردیم یولومو
داغا باخدیم دومان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
وای بیزه اولدی پوزولماز یازیمیز
مضراب اود توتدی قیریلدی سازیمیز
قالدی قیشلانمادا عاصم یازیمیز
یازی گول سوز یازان آغلاتدی منی
آغلامازدیم زامان آغلاتدی منی
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
آنکه گمراه شده گریاند مرا
دیدم در حسرتند بر استخوانها
سرما بر استخوانها نفوذ کرده
راستمان نیز به سوی کجی خم می شود
نفهم به جای خوب ، فهمیده گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
صبر آمد گفتم کارها درست می شود
برف می رود ، یخ ذوب می شود ، بهار از راه می رسد
از کجا می دانستم که در بهار بوران دل را می شکافد
این گمان محو شده گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
گفتند روزی حالمان خوب می شود
قحطی هم باشد عسل و روغن داریم
اکنون که ریشمان همچون آرد کدر شده
این وعده دروغ بدجوری گریاند مرا
فکر می کردم زخمها عمیق هم باشند
درد زخم را یار مرحم می نهد
از کجا می دانستم که دل را یار زخمی می کند
این ندانستن است که خون گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
اره ها که به جان جنگلها افتادند
روباه ها که بر شیرها تله بافتند
آهو را که شکارچی به خونش غلطاند
بیش از تیر کمان گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
یخ مغزمان ذوب نشده ، ماند
ستاره بختمان در آسمان ندرخشید
نه گوسفند ماند و نه بره شیرخواره اش
چوپان گرگ صفت گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
فکر کردم اگر بیگانه ها بر دستهایم زنجیر بزنند
حامی دارم که مواظب چپو راستم باشد
مه ای برپاشد که راهم را گم کردم
به کوه نگاه کردم ، ابر گریاند مرا
گریه نمی کردم ، زمان گریاند مرا
وای برما ، نوشته مان پاک نشدنی ماند
مضراب آتش گرفت و سازمان شکست
بهارمان به زمستان ماند عاصم
آنکه بهار را بی گل نوشت گریاند مرا
گریه نمی کردم زمان گریاند مرا
شهرستان میانه مهد ادب و شعر و هنر اساتیدی را تحویل ادبیات آذربایجان و ایران داده است که در خطه آذربایجان کم نظیر و شاید بی نظیر باشند . با این که شهریار شیرین سخن را بهجت تبریزی نام نهاده اند اما منصفان ادب و شعر خوب میدانند که زادگاه و پرورشگاه ذهن شهریار اطراف میانه روستای خشکناب بوده و آنجا که میگوید "ورزقاندان آرموت ساتان گلنده " منظور نه ورزقان تبریز بلکه ورزقان میانه است یا وقتی میگوید "حیدر بابا قره چمن جاداسی" همان جاده پر پیچ و خم میانه - قره چمن به تبریز هست ، همان جاده ای که آوازه شهریار را به تبریز میبرد .
اشعار ترکی استاد شهریار هم کاملا مشهود است که به لهجه میانه ای سروده شده است ... البته بحث اصلی در اینجا خود شهرستان میانه است که استعداد آفرین است و دامنش مهد ادب است و هنر ..
اما استاد دیگری از این خطه همپای شهریار قله های شعر نو را در مینورد و اولین اشعار نو فارسی و ترکی را به نام خود ثبت میکند ... استادی از دیار شهرستان میانه و شهر ترک که در شهرستان میانه کمتر به ایشان پرداخته شده است و حتی در سایتی ادبی دیدیم که زادگاه ایشان را هم تبریز نوشته بودند که با اعتراض جمعی از کاربران مجبور به اصلاح شدند. در ذیل زندگینامه ایشان را می آوریم.
زندگی
حبیب ساهر در اردیبهشت ماه ۱۲۸۲ هجری شمسی در ترک ( tark ) میانه به دنیاآمد و کودکی خردسال بود که همراه با پدر و مادرش به تبریز رفت. پدرش در آشوبهای داخلی شهر تبریز در روزهای پیروزی انقلاب مشروطیت ، ناپدید شد و حبیب ، ازهمان کودکی طعم یتیمی را چشید. دوران دبیرستان را با محمدحسین شهریار هممدرسه شد و به گمان بسیاری ، منظور شهریار از: « شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر » ، ساهر بودهاست.
بعد از دوران دبیرستان و مراودت ادبی با شهریار ، به کردستان رفت و در کار حساب و کتاب خوانین کرد به فعالیت پرداخت. آن گاه سر از استانبول درآورد و از دانشگاه این شهر درسال ۱۳۰۴ در ۲۲ سالگی لیسانس جغرافیا گرفت و از آن پس دوران چهل ساله معلمی و آفرینش ادبی او آغاز شد. او در روستاها و شهرهای آذربایجان ، قزوین و در واپسین سالها در تهران معلمی کرد و تا اواسط دهه ۴۰ در این شغل باقی ماند.
ساهر ، داستاننویس و شاعری توانا بود. از او آثاری به سه زبان ترکی ، فارسی و فرانسوی منتشر شدهاست . همزمان با تقی رفعت و قبل از ظهور نیما ، ساهر شعر نو فارسی سرود و سبک جدیدی را در شعر ترکی بنیان گذاشت ، و بدینگونه بود که عنوان « پدر شعر نو ترکی ایران » درمورد او به کار رفت.
اکنون در دانشکدههای ادبیات ترکیه و جمهوری آذربایجان ، دانشجویان دورههای عالی ادبیات ترکی ، برای فارغ التحصیل شدن ، باید در کنار سایر دروس خود ، درسی سه واحدی به نام ساهر شناسلیق ( ساهرشناسی ) را هم بگذرانند. ظرایف ادبی اشعار ترکی ساهر ، همچون « حیدربابایا سلام » شهریار ، آن چنان گسترده و غنی است ، که تاکنون قریب ۶ موضوع پایان نامه دوره دکترا و کارشناسی ارشد را به خوداختصاص دادهاست .
حبیب ساهر در ۲۴ آذر ۱۳۶۴هجری شمسی ، در تهران در گذشت. آرامگاه وی در بهشت زهرای تهران واقع شدهاست .
دست خط استاد حبیب ساهر
عدهای ، به حق « ساهر » را پدر ادبیات نوین ترکی آذربایجان و در ایران و همراه ، همفکر و هم رای با « نیما » در پیدایش شعر نو فارسی دانسته اند. از اشعار ساهر ، سپیدی ، پیش از انتشار اشعار نیما در دست است. حتی ، او اشعاری از شارل بودلر فرانسوی را به صورت سپید به فارسی ترجمه کرده که در سال های اول قرن حاضر ( ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ هجری شمسی ) در مطبوعات وقت به چاپ رسیده است البته این ، به غیر از قطعه های منظوم و منثور بسیار زیبایی است که ساهر ، از قرآن مجید به ترکی آذربایجانی بازگردانده است. در بین این قطعه های منظوم ، علاوه بر اشعاری با قوافی و قواعد ویژه اشعار مشرق زمین ( هجا و عروض ) ، اشعاری سپید و نیمایی هم می توان یافت.
آغرییان دیشی چکرلر. اوز گوزینده دیرگی گورمور ، اوزگه نین کینده توکو گورور. اولن یوخدی قبرنه سیچاسان اولیه اوز وئرسن ، سیچار کفنین باتیرار باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی، باغدان اریک قورتولدو سلام علیک قورتولدو. وقتی میخواهی کاری را شروع کنی از بالا شروع کن باغبانین گل وقتی قولاغی ائشیتمز بورنو یئللی دیر. پیشیگه دئدیلر پوخون درمان دی ،سیچدی اوستون باسدیردی. پوخ پوخدی ، یاشی یا قوروسی. تاری یازانی بنده پوزا بیلمه ز. جان وئرهر مال وئرمه ز. جوجه نی پاییزدا سایارلار. چالما قاپیمی ، چالارلار قاپیوی. چوخ گزهن چوخ بیلر. چوخ زمان ، دوران اوکوز ، یاتان اوکوزون باشینا سیچار. حاجی لهلین آرتیخ بالاسی. دئدی نئجه سن بیر سوز دئییم چاتدایاسان،دئدی نئجه سن آنلامایام پارتدایاسان. دئدیلر ایش، قیز دئدی اره گئدهجگم، گلین
دئدی آیریلاجاغام، قوجا دئدی اؤلهجگم، اولدو قیش، نه قیز اره گئتدی، نه
گلین آیریلدی، نه ده قوجا اؤلدو ایش ده یئرینده قالدی. دوشانا دئییر قاچ ، تازی یا دئییر توت. دولت دوشانی ارابا ایله توتار دالی یا قالسان دئیرلر بیج دی ، قاباغا گئچسن دییرلر گیج دی. سوزی آت یره صاحبی گوتوره ر. شئر غزل دئیر کئچی جان هاییندا، قصاب پیگ آختاریر. کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری اگری بیری دوز. کور کورا دیر زیت گوزوه. کور توتدوغون براخماز گئجه شهره گئدن چوخ اولار ، قیشدا بوستان اکن. گئجه اودونا گئدن چوخ اولار. گولمه قونشووا ، گلر باشیوا نسیه موقوف حتی سنه ده. یئر برک اولاندا ، اوکوز اوکوزدن گوره ر. یامان گونون عمرو آز اولار. یاخشی دوست یامان گونده بللنر.
«دندانی را که درد میکند باید کشید.»
اوغری پیشیک آغاج گورجک قاچار
«گربه دزده چوب ببینه فرار میکنه»
ایلان هر یئره اگری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر.
مار هر کجا که کج بره ، خونه خودش راست میره.
تیر را در چشم خود نمیبیند ولی مو را در چشم دیگری میبیند.
اوستورانین قاباغیندا سیچماسان ، دئیرلر گوتو یوخدی.
(به علت رعایت نکردن ادب در این ضرب المثل از ترجمه آن معذوریم)فقط جهت اطلاع
اولی دوروپ مرده شیری یویوور.
مرده بلند شده داره مردهشور رو غسل میده.
هنوز خبری نیست که داری برنامه میریزی.
اول قارداشلیغوی ثابت ائله سورا ارث و میراث ایسته
اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن.
(شامل بند بی ادبی می شود)
تازمانی که سود میرسد دوست است.
باشیوا داش سالاندا ، اوجا یئردن سال
«دماغش باد دارد.»
بورنوندان توتسان جانی چیخار.
«اگر دماش را بگیری جانش در میآید.»
بو گونون صاباغی دا وار.
«امروز فردایی هم دارد.»
بیر باشی وار مین سئوداسی.
«یک سر دارد و هزار سودا.»
بیرلیک هاردا دیرلیک اوردا.
«یکدلی هرجا که باشد زندگی آنجاست.»
«به گربه گفتند گهت دواس ، رید ،روش خاک ریخت » (با عرض شرمندگی!!!)
پیچاق وورسان قانی چیخماز.
«چاقو بزنی خونش در نمیآید.» (کنایه از عصبانیت)
سروته یه کرباسه
هامیسی بیر بئزین قیراغیدی.
سروته یه کرباسه
«سرنوشت را نمیشود تغییر داد.»
تولکویه دئدیلر هانی شاهدون دئدی قویروغوم.
«به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
«جانش را بگیر ،ولی مالش را نگیر.»
جوجه را آخر پاییز میشمارند.
جندانین دوعاسی مستجاب اولسا ، گویدن س... یاغار.
اگر دعای **** مستجاب می شد از آسمان ک... می بارید.
درم را نکوب ، در تو را هم میکوبند .( آزارم نده کسی هم تورا آزار خواهد داد)
«جهاندیده بسیار می داند.»
خیلی وقتها گاو ایستاده بر سر گاو نشسته میریند. !!!
جوجه اضافی لکلک .( جوجهای که خود لکلک از لانه بیرون پرت میکند)
دمیر قاپی نین تخته قاپی یا دا ایشی دؤشر.
«در آهنین هم روزی کارش به درب چوبی می افتد.»
به خرگوش میگه بدو، به سگ تازی میگه بگیر.
دوه یه دئدیلر بوینون ایریدی ، دئدی هارام دوزدور کی بوینوم ایری اولا.
به شتر گفتند که گردنت کج است ، گفت کجایم صاف است ؟
ده لی دلی نی گورنده ، چوماغین گیزله در.
دیوانه که دیوانه ببیند چماقش را قایم میکند.
دولت خرگوش را با ارابه میگیرد.
دده م منه کور دئدی، هر گلنی وور دئدی.
«حرف را بینداز زمین صاحبش برداره»
سن چوره گی آت سویا ، بالیق بیلمسه ، خالق بیلر
تو تکه نان را در آب بریز اگر ماهی نفهمد ، خدا میفهمد.
ساخلا سامانی ، گلر زامانی
کاه را نگه دار وقت استفاده آن میرسد
شیر گوجالسا ، سیکینین اوستونه کپنک قونار. (دوباره عذر می خوام ولی از سانسور هم خوشم نمیاد!!)
چرند میگوید
قورخموش آداما قویون باشی جوت گورونر.
«مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید ».
کئچی نین اجلی گلنده باشین چوبانین چوماغینا سورتر.
کیم اوز قاتیقینا تورش دئیر.
هیچکس به ماست خودش ترش نمیگه.
کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم.
کور به کور میگوید بگوزم به چشت.
کور چیزی رو که گرفت رها نمیکنه
شب کسی که میگوید به شهر میروم زیاد است ، زمستان کسی که میگوید جالیز خواهم کاشت .
به همسایه نخند ، سر خودت هم میاد.
لپه نی دئمه دویونو ده، دونه نی دئمه بویونو ده.
لپه را نگو برنجو بگو،دیروزو نگو امروزو بگو(داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب است)
نسیه حتی برای تو ممنوع.
وقتی زمین که سفت است، یک گاو فکر میکند تقصیر گاو دیگر است .
یوقورت توکولسه یئری قالار ، آیران توکولسه نه یی قالار؟
اگر ماست بریزد جایش میماند،اگر دوغ بریزد چه چیزی از آن میماند؟
عمر روز سخت کم است(پایان شب سیاه سپید است)
دوست خوب در زمان سختی معلوم میشود(دوست آنست که گیرد دست دوست در پریشانحالی و درماندگی)
ضرب المثل های ترکی آذربایجانی
اسنه ماغ اسنه ماغی گتیرر وای سامانلیق داشینا
کؤرتوددوغون بوراخماز
قوچ ایت دایی سیناچکر،خاتون قیزخالاسینا
دین سیزین کی ایمانسیزدی
اولمه اششکیم یونجابیتینجه
بوشلی بوشلونون ساغلیغین ایستر
مالین بک ساخلاقونشون اوری توتما
چولمک دیغیرلاناردوواغین تاپار
اصیل ایتمزیاغ ایئیمز
مال گئدربیریاناایمان گئدرمین یانا
دالدان آتان داش تؤپوغادئیر
سؤزسؤزی گتیررآرشین بئزی
چک زحمت گؤرلذت
چؤخ دولانان چؤخ بولر (چؤخ دولانان تؤپوغاداش دئیر)
دوه اوینویانداقاریاغار
نانجیبه چالاسی یا گئتمه
اششک ساتان کؤششک آلانماز
قونشی پایی یاخچی دی بیرگون سنده بیرگون منده
قونشی قونشویاباخارجانینی اودایاخار
خؤروزیؤخویدی سحرآچیلمیردی؟
جوجه نی پائیزداساناللار
یاغ یؤغوتداندی،یؤغوت یاغدان
گلین اؤینویانماز دیئراوتاق ایری دی
موساهیبین باب ائیله،گؤرن دئسین هابئیله
قارا قارقانین بالاسی اؤزونه شیرین دی
ایگنه هامی نی بئزر اؤزی لوت گئزر
کردالی کردارین ئیئر،کردارسیزلار کؤینک گیرر
حالواحالوادئمگیلن اغیزشیرین اؤلماز
چیراخ اوز دوره سینه ایشیق سالار
دلی دلی یه باخار،چوماغین ایری توتار
دلی یه یئل وئرالینه بئل وئر
سوزی آت یئره صاحابی گؤتورر
سوزی باجان دئمه باجین باجیسی وار
کار ائشیتمز اویدورار
آج تویوخ یوخیسندا داری گورر
دالدان آتیلان داش تو پوخدان دئییر
اورکن نه قدر اوزون اولسادا دوغاناقدان کئچر
ایت هورر کاروان کئچر
ال الی یووار الده اوزو
دوز یولون یئریه بیلمیر شخملیقدا شلتاق آتر
قاشینی قائیران دئیردی ووردی گوزینی چیخاردی
بیچاق دسته سینی کسمز
ایلان هر یئرده ایری گئتسه اوز یوواسینا دوز گئدر
-کچل باخار گوزگیه آدینی قویار اوزگیه
دووه اوینیاندا قار یاغار
پیشیگین آغیزی اته چاتماز دئیر منداردی
بیر ساعتدی تنبکی یانیر الان دئیر نه توستیسیدی
باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی باغدان اریک کوتاردی سلام علیک کوتاردی
گلین اوینیا بیلمز دئیر اتاق ایریدی
گلین اوجاقا گلر
قوناق قوناقی ایسته مز ائو ییه سی هر اکیسینی
تزه یونجا ائششگه باش آغریسی گتیرر
سره دن قالان قوتور اولار
ائل گوجی سئل گوجی
درمانچی آجینان اولیر کووزه (درمانچینین سهمی ) گوتیرمیر
خیاطین اگر اینه سینن ساپی ائتمه سیدی گونده اون دست کت شلوار تیکردی
کچلین آدینی قویاللار زلفعلی کورین آدینی قویاللار نورعلی
کور توتدیقینی بور آخماز
اوجوزدی اتین شورباسی اولماز
الله ایکی یومروغو بیر باشا وورماز
بوننان فاتیا تومان اولماز
سو آخیب یولون تاپار
قازان هللنیب قاپاغین تاپار
قازان قازان دییر دیبین قارادی
ایگید اوغلان داییسینا چئکر خانم قیز خالاسینا
مثلده معرفت اولماز
هم خدانی ایستیر هم خرمانی
ایش گوردیرنین دی گورنین دگیر
ایری اوتیراق دوز دانیشاق
دلی قوییا بیر داش آتار یوز آغیلی چیخاردا بیلمز
تولا ایتدنده موندار اولار
یئر برک اولاندا اوکوز اوکوزدن اینجی یر
ساخلا سامانی گلر زامانی
ایت ایتدیگین ترک ایتسه ده سومسیکلیگین ترک ائتمز
یورقانا بورین ائلنن سورین
کئچینین قوتورو بولاقین گوزینن سو ایچر
یئمیشین یاخچیسینس چاققال یئیر
جوجه نی پائیز آخیرنده ساییاللار
چادراسیزدیخدان ائوده قالیبدی
جالانان سو بیر داها کوزیه قایتماز
جوجه یومرتادان چیخار قابیقینی بئگنمز
دوز یئیب دوزقابینی سیندرمازلار
صبریله قوورادان حلوا پیشر
ایله بیل آغزینا قویوت آتیبدیر
یاخاما سانجاق ساچمیبسان کی
کورا نه گئجه نه گوندوز
دونیانی بوغدا توتسادا کهلیگین روزیسی چینقیلدیر
ادام اومدوغو یئردن کوسر
دردلی دئینگن اولار
باشدا آغیل اولماسا بدن عذابدا اولار
ائل اوز دلی سینی بور آخماز
چراغ دیبینه ایشیق سالماز
خالقا ایت هورسه بیزه چاققال هورر
گونشیا اومود اولان شامسیز قالار
جواهر جیندا آراسیندا اولار
بونون ایپینین اوستینه اودون یغماق اولماز
ده وه اویناسا قار یاغار
ده وه نی آپاران ائششکدیر
ده وه ده ن بیر قیل دا غنیمتدیر
ده وه نی ایتیریب کرششه یی آختاریر
ده نی ساتان ائششک آلابیلمه ز
ده وه نین آیاغی آلتیندا قاریشقا ازیلمه ز
ده وه چینه ن قوهوم اولانین دروازاسی گن گرک
ده وه نی چؤمچه ینه ن سووارمازلار
گئجه گئدر گونوز گلر
گئجه سول یاتان سحر سول دورار
گئجه نین خئیریندن گونوزون شری یاخجی دیر
گئجه سیلاحلی گونوز کولاهلی گرک
گئجه گونوزوموز بیر اولوب
کاسیب گئیسه دییه رلر هاردان تاپدین ، دولتدی گئیسه دییه رلر مبارکدیر
کاسیبین گونو ایتین گونو
کاسیب پول تاپسادا یئر تاپماز
کاسیبین دوواری آلچاق اولار
کاسیبین گؤزو توخ اولار
کاسیبین سؤزو ، یورغونون گؤزو
کاسیبی ده وه اوستونده بووه سانجار
کاسیبین بیر اوغلو اولدو اونوندا بوینو ایری اولدو
کاسیبا قول اول وارلییا اوغول اولما
کاسیب اوشاغی گؤرمه میش بالاسی اولمویاسان
ائششه ک هارا دوشک هارا = خر کجا تشک کجا
همدان اوزاخ کردیسیه یوخون = همدان دور است کرت اش نزدیک است
پیچاق اوز دسته سین کسمز = چاقو دسته خودش را نمی برد
گلین اوینیا بیلمیر دییئیر یر ئیریدی = عروس نمی تواند برقصد می گوید زمینش کج است
ائششه کی باغلاسان آت یانونا یا خویون گوتورار یا خاصیتین = اگر الاغ را با اسب در
یکجا نگهداری کنی یا خوی او را می پذیرد یا خاصیت او را
ال الی یووار ، ال ده دؤنه ر اوزو یووار
اَل اَلِه یُووییَه. اَل دُولانِیَه ایزِه یُووییَه.
دست، دست را میشوید، دست برمیگردد صورت را میشوید.
همدلی و کمک به دیگران و رفتار متقابل آنها در تمامی زمینهها.
اؤز مالیم گؤرسه نمیر ، اؤزگه مالی آلانیب
اِئزِم که گِرنمیَه، خَلقِن که سالانِدِه.
مال خودم دیده نمیشود، مال مردم آویزان است.
انکار و چشم بستن بر روی عیب و ایرادهای خودمان و طرح عیوب مردم.
آج قارین ، آجی آیران
شکم گرسنه، دوغ تلخ
وعدههای توخالی
اود دئدیم دیلیم یاندی
آتش گفتم، زبانم سوخت.
اظهار پشیمانی از طرح مطلب و یا سخنی.
ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر
از پای سگ خار در میآورد.
سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا.
ایری اوتوراق دوز دانیشاق
کج بشین، راست صحبت کن.
اظهار صداقت و راسنگویی در هر موقعیتی.
اوزو به زکلی ، ایچی ته زکلی
صورت بزک شده، داخلش کود ،پِهِن
برای اشخاص متظاهر به دانستن و فهمیدن ، کنایه از خرابی کار
الینه ن سو داممیر
از دستش آب نمیچکد.
خساست بیش از حد.
اودا گلمیسن سویا ؟
به آتش آمدهای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش= جنگ، آب= صلح
برای کسی که بسیار عجول و بیصبر است.
تویوق نه قدیر کؤکله اوقدیرده بوزدومو دارالار
مرغ هر چقدر چاق شود، مقعدش تنگ میشود.
اشاره به اشخاص ثروتمند که صرفه جویی و خست زیاد پیشه کردهاند.
داغدا جئیران گؤرسه دیر
در کوه آهو نشان میدهد.
نشان از وعدههای دست نیافتنی.
وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟
شخص پولدار بپوشد ( میگویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟
شک به آدم فقیر
قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد میگیرد.
تاثیر اخلاق مثبت یا منفی در دیگران.
هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول
هرکس الاغ شد، تو پالان.
از موقعیت سخت دیگران سواستفاده کردن.
آتداکی داش دوروب اوسته کی داش دورمور
سنگ زیرین ایستاده، سنگ رویی نمیایستد.
منظور کسی که سختی را تحمل میکند اعتراضی ندارد، کسی که راحتتر است اعتراض دارد.
ائویمدن چیخیر قارنیما گئدیر
از خانهام در بیاید،به شکم برود
از این جیب به ان جیب
آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو
پایین نمینشیند،بالا جا پیدا نمیکند
عدم شناخت از جایگاه اجتماعی
آت آلمه می٫ آخور باغلىیاو
هنوز اسب نخریده٫ آخور مىسازد
آت مینه نینی تانیر
اسب سوارش را می شناسد
آته مینه نونی٬ دون گیدره نو
اسب مال کسى است که سوارش مىشود٬ لباس مال کسى که مىپوشد
آته لن دوشه ر
کسی که بپرد سرانجام می افتد
آج آرم٬ داش ده ییر
آدم گرسنه سنگ را هم می خورد
آجنه ایت غرخاوری
از گرسنگی پشم سگ می چیند
آچلمه میش سفره بیر عیبی وار٫ آچلن سفره نو مین بیر
سفره باز نشده یک عیب دارد و سفره پهن شده هزار و یکی
آرپه اکن٬ بوغدرم
کسی که جو می کارد گندم درو نمی کند
آدامین آلنینا هر نمه یازمیشلار٬ ائله اودور
بر پیشانی هر کس هر چه بنویسند همانست
آغ ایتین٫ قارا گونه
روز سیاه برای سگ سفید
آغریمایان باشا٬ دسمال باغلامازلار
سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند
آغ توپورجک گؤره نده٫ اونا خیال ایکى قیرانلیقدیر
تف سفید که ببیند فکر مىکند دو ریالی ست
آغ یارما٬ قارا گون اوچوندور
بلغور سفید یرای روزهای سیاه می باشد
آغاج گؤره نده٫ هیز ایت قاچار
سگ هرزه چوب که ببیند فرار می کند
آل آپارمیش
آل او را برده است
(آل=صورت موهوم و خیالى که به چشم انسان تنها در شب یا زن حامله دیده مىشود)
آبرى باهار گؤىاوتو دئییل کى گئنه گؤیهره
آبرو سبزه بهاری نیست که دوباره سبز کند
آبرینى یئمیش٫ حیانى سیچمیش
آبرو را قورت داده و حیا را دفع کرده است
قارا باخت داغلارا چیخسا ، داغلاری دومان آلار
آدم سیه بخت اگر بخواهد به بالای کوه برود کوهها را مه فر می گیرد
قیزیم سنه دئییره م گلینیم سن ائشیت
به در میگم ، دیوار بشنوه
بؤیوک باشین ، بؤیوک بلاسی اولار
هر چی سر بزرگ ، درد سر بزرگتر
قویونو قازان گن قازار ، درین قازار ، اؤزونه قازار
چاه کن همیشه ته چاه است .
ساخلا سامانی ، گلر زامانی
هر چیز که خوار اید ، یک روز به کار آید .
همیشه شعبان ، بیر گونده رمضان
همیشه شعبان ، یک روز هم رمضان .
اغزیندان سود ایسی گلیر
دهانش بوی شیر میده
یومورتاسیندان چیخمامیشدان باش یاریر
هنوز از تخمش در نیومده ، جیک جیک می کنه
قونشوم منی یاد ائله سین ، بیر ایچی بوش گیردکانلا .
یار منو یاد کنه ، با یک هل پوک
ده وه دن ده بیر قیل غنیمتدیر .
یه مو هم از خرس غنیمته
مه چیدین قاپیسی آچیقدیر ، ایتین اوزونه نه گلیب
در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته
کئچل داوا بیلسه ، اؤز باشینا یاخار
کل اگر طبیب بودی ، سر خود دوا نمودی
ضررین یارسیندان قاییتماق ، منفعتدیر
جلو ضرر را از هر کجا بگیری منفعته
نیسیه گیرمه ز کیسییه
نسیه نسیه ، آخر به دعوا نسیه .
گلین اویناماق باشارمیر ، دئییر یئر ایری دیر
رقاصه نمی تونست برقصه ، می گفت زمین کجه
قیش چیخار ، اوزو قارالیق کؤموره قالار
زمستون می گذره ، رو سیاهی به زغال می مونه
قارا گونون عمرو آز اولار
پایان شب سیه سفید است .
نفسی ایستی یئردن چیخیر
نفسش از جای گرم در میاد
عجله ایشینه شئیطان قاریشار
عجله کار شیطونه
هئچ کیم اؤز قاتیغینا تورش دئمه ز
هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه
پیچاق اؤز دسته سینی که سمه ز
چاقو دسته خودشو نمی بره
قورددان قورخان ، قویون ساخلاماز
کسی که از گرگ می ترسه ، گوسفند نگه نمی داره
گؤیلو بالیق اتی ایسته یه ن … قویار بوز اوستونه
کسی که خربزه می خوره ، پای لغزش هم می شینه
ال ایتدن مشهوردور
مثل گاو پیشونی سفید مشهوره
دئیه سن جانین قاشینیر
مثل اینکه تنت می خاره - دلت کتک میخواد
یا حسن کئچل ، یا کئچل حسن
چه خواجه علی ، چه علی خواجه
قارداشلار شاواشدی ، آخماخلار ایناندی
برادران جنگ کنند ، ابلهان باور کنند .
خاتین قیز خالاسینا ، قوچ ایگیت دایی سینا
تره به تخمش میره ، حسنی به باباش .
هوره ن ایت قاپماز
سگی پارس می کنه نمی گیره
ده وه یه دئدیلر بئلین ایری دیر ، دئدی هارام دوزدو ؟
به شتر گفتند گردنت کجه ، گفت کجام راسته ؟
کور الله دان نه ایسته ر ایکی گؤز ، بیری ایری بیری دوز
کور از خدا چی میخواد ، دو چشم بینا
ائششه ییم اؤلمه یونجا بیتینجه ن ، یونجام سارالما ، توربا تیکینجه ن
بزک نمیر بهار میاد ، کمپوزه با خیار میاد
ایلان سانجان آلاجا ایپدن قورخار
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد .
قوناق قوناغی ایسته مه ز ائو ییه سی هئچ بیریسین
طاقت مهمان نداشت ، خانه به مهمان گذاشت .
ایلان یئییب اژدها اولوب
مار خورده ، افعی شده
دوستوم منی یاد ائله سین ، بیر ایچی بوش گیردکانلا
یار مرا یاد کند ولو با یک هل پوک
یاغیشدان قورتولوب دولویا دوشدوک
از چاه درآمده توی چاله افتادیم
آتی آتین یانیندا باغلاسان همرنگ اولماسادا همخوی اولار
اسب و خر را که یکجا ببندی اگر همبو نباشند همخو می شوند
به ی وئره ن آتین دیشله رینی سایمازلار
دندونهای اسب پیشکشی را نمی شمارند
یاخینا گلمه اییین گلیر ، اوزاغا گئتمه جانیم چیخیر
بی تو هرگز باتو عمرا
باخما اوزونون قاراسینا ، باخ آنلینین سیتارا سینا
فلفل نبین چه ریزهه ، بشکن ببین چه تیزه
گیر مجنونون گؤزونه باخ لیلینین اوزونه
لیلی را از چشم مجنون باید دید
گؤزل آغا چوخ گؤزلیدی ، بیرده بیر چیچه ک چیخارتدی
مبارک خوشگل بود ، آبله هم درآورد
اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر
مرگ یک بار شیون هم یک بار
یئکه باشین یئکه بلاسی اولار
هر چه سر بزرگتر ، درد سر بیشتر
اؤلسون او پیس کی یئرینه یاخجی سی گه له جه ک
هیچ بدی نرفت که خوب جاش رو بگیره
دئییر تویوغون بیر قیچی وار
میگه مرغ یک پا داره
اؤزووه بیر اینه باتیر اؤزگویه بیر چووالدیز
هرچه که بر خود نمی پسندی ، بر دیگران نپسند
سینان قول ، بویوندان آسلانار
دست شکسته وبال گردنه
ائله یئرده یاتماز آلتینا سو چیخا
جائی نمیخوابه که آب زیرش بره
چؤمچه اشدان ایستی اولوب
کاسه داغتر از آش شده
خلیفه کیسه سیندن باغیشلیر
از کیسه خلیفه می بخشد
تولکویه دئدیلر شاهیدین کیمدی ؟ دئدی قویروغوم
به روباهه گفتند شاهدت کیست ؟ گفت دمم
کارد بزنی د گیه ام خی دش نمیا
کارد تو شکم بزنی خون نمیاد
پیچاق ویرسان قانی چیخماز
بؤرکووی قوی قاباغیوا
کلاه خود را قاضی کن
سنین کیمی دوستو اولانا دشمن لازیم دئییل
کاری که دوست از روی دوستی می کنه صد دشمن نمی کنه
کیمسه آتاسی اؤلن قدر یاسلی دئییل
هیچکس به اندازه پدر مرده ناراحت نیست
آج تویوق یاتار یوخودا داری گؤره ر
خروس گرسنه خرمن جا بخواب می بینه
لالین دیلینی آناسی بیلر
مادر لال می دونه بچه لالش چی میکه
سینان قول بویوندان آسلانار
دست شکسته وبال گردنه
مقایسه قواعد و قانونمندی ترکی و فارسی
بررسی زبان ترکی وفارسی
توجه:هدف از این مقاله صرفا بحث علمی و زبانی در باره زبان های ترکی و فارسی می باشد.از خوانندگان خواهشمندیم ما را با نظرات خود راهنمایی کنند.
تذکر:چون زبان ترکی مادر و کلاسیک یک زبان عظیم و گسترده و دارای دهها شاخه می باشد و بررسی این زبان عظیم غیر ممکن می باشد ، در این مقال هرجا که لفظ زبان ترکی استفاده شده است منظور زبان ترکی آذربایجانی رایج در ایران است که صاحبان این زبان آموزش کلاسیکی از این زبان را ندیده اند.
با مطالعه این مقاله کتاب محاکمه الغتین حضرت امیر علیشیر نوایی در ذهن انسان یادآوری میشود.
معمولا پایه هر زبان را افعال آن زبان و ریشه افعال یعنی فعل امر تشکیل می دهد.و میشود گفت که بقیه لغات و عبارات زبان از افعال
زبان شناسان تونایی و قدرت و ماهیت یک زبان را با افعال آن زبان مطالعه و طبقه بندی میکنند.
زبانهایی که افعالش قانون پذیر و بدون استثنا باشند در بین زبان ها به عنوان زبان های قوی مطرح میشوند.
در این میان زبان انگلیسی با حدود 100 فعل بی قاعده از 5 زبان قدرتمند جهان حساب میشود.
نمونه بی قاعدگی در زبان انگلیسی
در این میان زبانهای ترکی و عربی به علت قانون پذیری فوق العاده در صدر زبانهای قانونمند و قوی قرار میگرند.
ولی تفاوت زبان ترکی با زبان عربی در این است که قوانین زبان ترکی از زبان عربی آسان تر هستند و در ضمن استثنا ندارند.
قانونمندی افعال ترکی
زبان ترکی در بین زبانهای دنیا از لحاظ فعل و قوانین فعلی تنها با داشتن یک فعل بی قاعده قوی ترین زبان دنیا محسوب می شود.
معادل افعال بالا در زبان ترکی به ترتیب زیر می باشد.
حال :گئدیر gedir/گذشته:گئددیgeddi/نقلی:گئدیردی gedirdiمشاهده می کنید که ریشه فعل در همه موارد ثابت است.
زبان فارسی و عدم وجود قوانین فعلی
نمونه بی قاعدگی در فارسی
حال:می رود/گذشته:رفت/نقلی:می رفته استهمانطور که مشاهده میکنید در فارسی ریشه ثابت نمی ماند و در تبدیل ماضی به مضارع فعل به طریقی نامعلوم تغییر میکند.بدون هیچ قانون.
فارسی و زمان های فعلی
برای رفع این مشکل در فارسی از فعل کمکی خواستن کمک میگرند.
انگلیسی
I will go
ترکی
من گئده جاقام mən gedəcaqam
فارسی
من میخواهم بروم
انگلیسی
I want go
ترکی -صیغه 1 خواستن
من ایستیرم گئدم mən istirəm gedəm
ترکی-صیغه 2 خواستن
من گئدیمسه ییرم mən gedimsəyirəm
فارسی
من میخواهم بروم
مشکل جایی پیچیده میشود که بخواهیم فعل خواستن را به زمان آینده ببریم.
ایستیه جاقام istiyəcaqam :خواهم خواست
ایستیه جاقیدیم istiyəcaqıdım :میخواهم بخواهم؟؟؟؟؟؟؟؟
زبان فارسی و مجهول و گذرا کردن افعال
ترکی
سئومک sevmək >>سئویلمک sevilmək
فارسی
دوست داشتن>>دوست داشته شدن
که معنی و مفهومی ناقص دارد
ترکی
یاتماق yatmaq >>یاتیتماق yatitmaq
اوخوماق oxumaq >>اوخوتماق oxutmaq >>اوخوتدورماق oxutdurmaq
فارسی
خوابیدن>>خواباندن
خواندن>>خوانداندن>>خواندانداندن
که تبدیل به چیزی خنده دار می شود.
فارسی و فقدان فعل اسمی
در فارسی برای رفع این مشکل از افعال کمکی استفاده میکنند.
ترکی
قره qərə>>قره له مکqərələmək>>قره لن مکqərələnmək>>قره لش مکqərələşmək
فارسی
سیاه>>سیاه کردن>>سیاه شدن>>رفته رفته سیاه شدن
فارسی و فقدان قوانین فنوتیکی
در مقابل در فارسی قوانین فنوتیکی وجود ندارد و در اکثر موارد اصوات در افعال بشکل عامیانه بکار می رود.
مثال عدم قانون فنوتیکی در فعل امر
در ایجاد فعل امر معلوم نیست که از کدام شکل بِ یا بُ استفاده خواهد شد
رفتن>>بُرو
مردن >>بِمیر
آمدن>>بیا
گذشتن>>بگذر
دویدن>>بدو
دایره افعال و لغات فارسی و ساخت فعل های جدید با قواعد بی قاعده
در مقابل در زبان ترکی این لغات و افعالی که در فارسی ساخته شده بطور لغت و فعل ساده در ترکی موجود است.
داشتن>>برداشتن götürmaq
خوردن:یئماق yemaq>>برخوردن:توققوشماق toqquşmaq /چیرپیشماق çırpışmaq
بردن:آپارماق aparmaq >> ترابری کردن:داشیماق daşımaq
گرفتن:توتماق tutmaq >> درگیر شدن:وروشماق vuruşmaq/ توتوشماق tutuşmaq /چیرپیشماق çırpışmaq
خواندن:اوخوماق oxumaq >> فراخوانی کردن:چاغیرماق çağırmaq
گزاردن:قیلماق qılmaq >> برگزار کردن :قورماق qurmaq
رفتن:گئتماق gedmaq
>>دررفتن:قاچماق qaçmaq
>>سررفتن:داشماق daşmaq
آمدن:گلماق gəlmaq
>>درآمدن:چیخماق çıxmaq
>>برآمدن:دیکه لماق dikəlmaq
>>فرآورده:اورون ürün
>>فرآیند:سورچ sürəç / اورونوم ürünüm
>>درآمد:گلیر gəlir
>>گردهمایی:توپلانتی toplantı
>>همایش:قورولتای qurultay
>>گردآوری:یئغماق yığnaq
و...
در حالیکه لغات در و بر و ... دارای مفاهیمی متفاوت هستند.
گفتن:دئماق demaq >> گفت و گو :دئییش ماق deyişmaq / دانیشماق danışmaq:مکالمه کردن /قونوشماق qonuşmaq:مصاحبت کردن
جستن:آراماق aramaq >> جستجو کردن :آختارماق axtarmaq
شاخ :بورنوز burnuz >> شاخه :پوتاق putaq
زمین:یئر yer >> زمینه : آلاند aland
نام:آد ad >> نامه:پیتیک pitik >> برنامه:وئرلیش verliş
ریش:سققل səqqəl >> ریشه:کؤک kök
روز:گون gün >>روزه:اوروج oruc
چشم:گؤز göz >> چشمه:بولاق bulaq / پینار pınar
صفات در زبان فارسی
صفات و ضمایر ملکی در فارسی وجود ندارد و برای ترجمه اینها از لغت مال استفاده میشود.
با مقایسه صفات ملکی ترکی و انگلیسی به قانونمندی و زیبایی زبان ترکی بیشتر پی میبریم.
چون مشاهده میشود که صفات و ضمایر ملکی در ترکی با قاعده خاص و بطور قانونمند از ضمایر فاعلی ساخته میشود.در حالی که این صفات و ضمایر در انگلیسی بطور بی قاعده از ضمایر فاعلی ساخته شده است.
منmən>> منیم mənim
سنsən>> سنینsənin
اوo>> اونون onun
بیزbiz>>بیزیم bizim
سیزsiz >>سیزین sizin
اولارolar>> اولارین oların
صفات ملکی انگلیسی
my-your-her-his-our-your-their
منmən>> منیم mənim >>منیمکیmənimki
سنsən>> سنینsənin >>سنینکیsəninki
اوo>> اونون onun >>اونونکوonunku
بیزbiz>>بیزیم bizim >> بیزیمکیbizimki
سیزsiz >>سیزین sizin >>سیزینکیsizinki
اولارolar>> اولارین oların>>اولارینکیolarınkı
صفات ملکی انگلیسی
mine-yours-his-hers-ours-theirs
به علت طولانی بودن این کتاب از ادامه بحث خودداری میکنیم.فقط در پایان مثال هایی از ساختار ها و قواعد فعلی زبان ترکی -که واقعا فوق العاده هستند- و ترجمه فارسی آنها-که بدون هیچ گونه قانون و شکل ساختاری هستند - آورده شده است که در اکثر موارد حتی در فارسی قابل معنی کردن نمی باشد .
مصدر:
گلمک gəlmək >>آمدن
امر:
گلسین gəlsin>>بیاید
التزام:
گله gələ >>بیاید؟؟؟
(در فارسی امر و التزامی یکی ترجمه میشود)
نهی:
گلمه سین gəlməsin >>نیاید
مضارع اخباری:
گلیر gəlir >>می آید
مضارع اخباری استمراری:
گلیری gəliri >>دارد می آید
(مجبورا در فارسی از فعل کمکی داشتن استفاده میشود که از لحاظ معنی هیچ ربطی ندارد)
حال در گذشته:
گلیردی gəlirdi >>داشت می آمد
...:
گلیرمیش gəlirmiş >>داشته می آمده؟؟؟
ماضی:
گلدی gəldi >>آمد
ماضی نقلی:
گلیپ gəlip >>آمده
ماض نقلی:
گلیپدی gəlipdi >>آمده؟؟؟
ماضی بعید:
گلمیشدی gəlmişdi >>آمده بود
ماضی بعید استمراری:
گلمیشیدی gəlmişidi >>...؟؟؟
شرطی:
گلسه gəlsə >>اگر بیاید
آرزویی:
گلئیدی gəleydi >>ای کاش بیاید
توانایی1:
گلر gələr >>می تواند بیاید
توانایی2:
گله بیلر gələ bilər >>می تواند بیاید
عدم توانایی:
گلنمز gələnməz >>نمی تواند بیاید
گلنمزیمیش gələnməzimiş >>نمی توانسته که بیاید؟؟؟
...:
گلنمیین gələnmiyən >>...؟؟؟
آینده1 :
گلجاق gələcəq>>خواهد آمد
آینده2 :
گلجاقدی gələcaqdı >>میخواست بیاید؟؟؟>>ایستیردی گلسین istirdi gəlsin
آینده در گذشته:
گلجاقیدی gələcaqıdı>>می خواست بیاید؟؟؟
آینده...:
گلجاقیمیش gələcaqımış>>می خواسته بوده که بیاید؟؟؟
...:
گلنمیه جاقیمیش gələnmiyəcaqımış>>نمی توانسته بخواهد بیاید؟؟؟
اجبار:
گلمه لی دی Gəlməlidi >>باید بیاید
گرک گله Gərək Gələ >> باید بیاید
گلمه لی یدی Gəlməli idi>>لازم بوده که بیاید؟؟؟
گلمه لی میش gəməlimiş >>؟؟؟
و هزاران ساختار فوق العاده دیگر
نکته جالب اینجاست که در فارسی برای بیان ساده ترین زمان ها و حالات چون ساختاری موجود نیست از افعال کمکی مثل خواستن و داشتن و بودن و کردن و... کمک گرفته میشود.
شهرهای شگفت انگیز ترکان باستان شرقی
آثار تاریخی ترکان شرقی
ترکان به دلیل داشتن وسعت مکانی محل زندگی و داشتن تاریخ کهن دارای تمدن هایی در سراسر جهان بودند.
در این مقاله فقط به بررسی شهرهای شگفت انگیز اجداد ترکان باستان در شرق دریای خزر پرداخته شده است.
در بین ترکان غرب و ترکان باستان اروپا نیز شهرهای باستانی بسیاری موجود است.
در اروپا می توان به شهر شگفت انگیز اتروسک ها در قله ی کوه اشاره کرد.
به علاوه به پایتخت ترکان هون به فرماندهی اتیلای کبیر و پایتخت ترکان خزر در غرب دریای خزر و به پایتخت ترکان آوار در قلب اروپا اشاره کرد.
در ایران از شهرهای شگفت انگیز پروترکان میتوان به کندوان و حیله ور در نزدیکی تبریز به شهر حسنلو سولدوز-نقده- به شهر دوراونتاش پروترکهای ایلامی-ائلام- و به شهرهای پروترک های سومری مثل اوروک اشاره کرد.
در این میان به تمدن های نیمه پروترک مثل مایا ها و ازتک ها در قاره امریکا نیز اشاره کرد.
Türk piramitleri
اهرام ترکان باستان با قدمت 6000 ساله
دهها هرم باستانی در ترکستان شرقی(اویغورستان) و غرب چین

ARKAİM
5000 YILLIK TÜRK ŞEHRİ
شهر 5000 ساله ترکان باستان

KOİ KRYLGAN KALA
شهر باستانی ترکان با تاریخ 3 تا 5 هزار ساله



XANADU
ANTİK TÜRK ŞEHRİ
شهر مجسمه های ترکان باستان


POR - BAJİN
TUVA'DAKİ MOYUN ÇUR KAĞAN'IN YAZLIK SARAYI
شهر دریایی ترکان باستان


Turfan
شهر 3000 ساله تورفان و سیستم آبی ترکان باستان



Khara khota
شهر باستانی خاراخوتا (قارا خوتا) با تاریخ چند هزار ساله


Tun-Huang
شهر نقاشی های ترکان باستان

idikut
شهر نقاشی های باستانی ترکان

غیر از این شهرهای باستانی چند هزار ساله می توان به شهر ها و اثار تاریخی دیگر ترکان شرقی نیز اشاره کرد.
بنا شده توسط جهانشاه
پادشاه سلسله ترک زبان گورکانی (بابوریان)


آثار تاریخی شهر خوارزم (خیوه)ازبکستان
یادگار خوارزمشاهیان و ترکان ازبکستان



آثار تاریخی شهرهای سمرقند و بخارا و مزار شریف
یادگار ترکان تیموری و شاهرخ




آثار تاریخی شهر کاشغر
یادگار ترکان قاراخانی

الفبای رونی(رونیک) ترکی -اولین الفبای جهان
وجود کتیبه های ترکان باستان در همه تمدن های باستان جهان
خط رونی(رونیک)
اولین کتیبه های باستانی جهان با خط رونی(خط
رمزگونه) نوشته شده اند.این خط گاهی بصورت نماد های تصویری(مصر باستان) و
گاهی هم بصورت الفبای رونیک باستان(futhark) است که این شکل الفبایی تکمیل
شده همان تصویر ها هستند.نکته جالب این است که این کتیبه های رونی به شکل
ابتدایی در تمامی تمدن های باستان وجود داشته اند.
تصویر1:کتیبه های گؤک تورک آخرین و تکمیل شده ترین شکل رونی
اولین نمونه های خط رونی
اولین نمونه های الفبای رونی در جهان در
آسیا در کتیبه های ترکی 30000 ساله اولوکم یافت ده اند.نمونه های بعدی در
منطقه قوبوستان و کلبجر جمهوری آذربایجان و کتیبه های ترکی اهر ایران و
کتیبه های ترکی آسیای میانه یافت شده اند .این کتیبه ها به شکل ابتدایی
الفبای رونی هستند و نیز همراه با تصاویر رمز گونه -خط تصویری- هستند و به
نوعی شروع کننده الفبای رونی بوده است که بعد ها در کتیبه های دیگر این خط
تکمیل شده است.
تصویر2:کتیبه ی 30000 ساله ترکی پیش از تاریخ اولوکم
تصویر3:کتیبه ی ترکی باستان قوبوستان و کلبجر جمهوری آذربایجان
تصویر4:کتیبه های ترکی باستان آسیای میانه
تصویر5:کتیبه های ترکی باستان اهر در ایران
پیش از این کتیبه ها ، کتیبه های دیگری هم بوده اند ولی در آنها فقط از خطوط تصویری استفاده شده اند ک هاین خطوط تصویر به نوعی منشا خط رونیک می باشند.از این گونه کتیبه ها می توان به کتیبه های ترکان پیش از تاریخ در کوه های آلتای و کتیبه های ترکی استان اصفهان در ایران اشاره کرد.
تصویر6:شکل اولیه طمغای At در کتیبه های ترکان باستان در استان اصفهان (طمغای At ترکی منشا حرف A الفبای لاتین)
تصویر7:روند تکمیلی طمغای At در کتیبه های بعدی ترکان (طمغای At ترکی منشا حرف A الفبای لاتین)
اولین نمونه کتیبه های رونی اروپا مربوط به پروترکهای اسکاندیناوی(کتیبه kylver ) و اتروسک ها و وایکینگ ها می باشد.
تصویر8:کتیبه ی kylver


علت نامگذاری Futhark بر کتیبه های رونی اروپا
اروپاییان
کتیبه های رونی را مربوط به اجداد خود می دانند ولی قادر به ترجمه و
خواندن این آثار نیستند.در تلاشهایی که برای خواندن کتیبه ی kylver
اسکاندیناوی انجام شد به جمله ای بی معنی برخوردند که اولین کلمه ان به
صورت Futhark بود.به همین دلیل به کتیبه های رونی اروپا Futhark می گویند.
تصویر9:ترجمه Futhark در کتیبه ی kylver

الفبای یونانی و لاتین برگرفته از الفبای رونی ترکی
یونانیان
و رومیان قدیم الفبای خود را با تغییر جزئی در الفبای رونی اتروسک ها و
Futhark برگرفته اند و بعد ها اقوام آنگلوساکسون نیز با تقلید از این الفبا
کتیبه هایی رو بر جا گذاشته اند.
آشکار شدن دروغ تاریخی اروپاییان
اروپاییان
برای خواندن کتیبه های باستان Futhark تلاش های فراوانی کرده اند و برای
خواندن این کتیبه ها به خیال خودشان شیوه خواندن از چپ به راست الفبای
امروزی خودشان استفاده کرده اند که تا به امروز به نتیجه نرسیده اند.
پرفسور
کاظیم میرشان Kazim mirşan ترک شناس و باستان شناس مشهور در مجمع باستان
شناسان اروپا ترجمه چند صد کتیبه ی Futhark را با استفاده از خواندن این
کتیبه ها با الفبای رونی ترکی باستان با طمغاهای پروترک ها با شیوه خوانش
از راست به چپ ارائه کرد و پروترک بودن اقوام باستان اروپا را اثبات کرد و
اروپاییان را به حیرت انداخت.
تصویر10:ترجمه ترکی کتیبه های Futhark
تصویر11:نمونه های دیگری از رونی باستان اروپا و ترجمه ترکی یکی از انها
تصویر12:نمونه ی رونی باستان مشابه با سبک نوشته شده بر سنگ ایستاده مکعب مستطیل با کتیبه های گؤک تورک ها
این ترجمه ها در ان مجمع با دو واکنش مخالف و موافق روبرو شدند.از
آن روز تلاش های باستان شناسان متعصب اروپایی مخالف با کاظیم میرشان برای
بازگرداندن تاریخ از دست رفته خود با شدت دوچندان شروع شده و خوشبختانه یا
بدبختانه تا به امروز به نتیجه نرسیده است.
آخرین نمونه های خط رونی جهان
همانطور
که اولین نمونه های خط رونی به ترکان در اولوکم باز میگردد آخرین و
کاملترین شکل رونی نیز به تمدن گؤک تورک باز میگردد.از گؤک تورک ها کتیبه
های فراوانی با خط رونی یافت شده است .
تصویر13:کتیبه های گؤک تورک
چون این کتیبه ها در دره اورخون orhun یافت شده اند اصطلاحا به کتیبه های رونی آسیا کتیبه های اورخون orhun می گویند.
تصویر14:کتیبه های گؤک تورک

الفبای رونی ترکی پایه و اساس الفباهای باستانی جهان
خطوطی
از جمله خط میخی و خط تصویری سومریان و خط تصویری مصریان و خط اتروسک های
پروترک که خط یونانی و لاتین از ان گرفته شده و خط الفبای عربی از خط رونی
ترکی گرفته شده اند.
حال به بررسی ریشه و منشا بودن رونی ترکی به الفباهای جهان می پردازیم.
طمغا چیست؟(Tamga یا Damga)
طمغا
یا دامغا کوچکترین جز الفبای رونی ترکی و یا به عبارتی حروف الفبای رونی
ترکی است.طمغا هم به شکل هجا است و هم به شکل حرف مثل حروف مقطعه عربی
تصویر15:مجسمه طمغاهای ترکان
تصویر16:منشا برخی از طمغاها
در ضمن هر طمغا دارای نمادی خاص است و سمبل چیزی نیز محسوب می شود.مثل طمغای As یا Az که در نام آذربایجان نیز بکار رفته است که سمبل هوش و خرد است.
تصویر17:طمغای As یا Az در نام آذربایجان

طمغا در گذر زمان در بین ترکان به معنی مهر نیز بکاررفته است.همانطوری
که در بین ترکان ایران هر قبیله ترک دارای یک طمغا و مهر برای خود بوده
است.
خط تصویری مصر با منشا ترکی
طمغا ها دارای یک شکل تصویری-شکل ابتدایی طمغا- نیز بوده اند که در بین مصریان و سومریان بکار رفته اند.
تصویر19:طمغاهای مصری-ترکی با معنی انها در ترکی باستان


تصویر طمغای اوچ üç ترکی در کتیبه های مصری
ریشه عدد سه در الفبای عربی و لاتین

الفبای لاتین و یونانی دارای منشا ترکی
به
اعتراف باستان شناسان اروپا الفبای لاتین و یونانی برگرفته از الفبای رونی
اتروسک ها و وایکینگ ها -از پروترکهای اروپا- می باشد.در زیر چندین کتیبه
از اتروسک ها که بدست پرفسور میرشان kazim mirşan ترکی بودن انها اثبات و
ترجمه شده امده است.
تصویر20:کتیبه های ترکی اتروسکها
در تصاویر زیر منشا ترکی برخی حروف یونانی و لاتین که از کتیبه های اتروسک گرفته شده امده است
تصویر21:منشا ترکی الفبای لاتین و یونانی
تصویر22:کتیبه ای پروترک در یونان باستان
تصویر23:کتیبه ای ترکی در آناطولی(ترکیه ی امروزی)
در تصویر زیر ریشه ترکی الفبای وایکینگ ها و شباهت ان به الفبای اورخون امده است.
تصویر24:الفبای ترکی واکینگ ها

ریشه ترکی خط میخی و تصویری سومریان پروترک
امروزه
با مطرح شدن چندین هزار لغت سومری با ریشه ترکی ، شکی در پروترک بودن
سومریان نیست ولی در تصویر زیر چندنی طمغای خط میخی سومریان امده که توسط
کاظیم میرشان تطابق سازی شده است.
تصویر25:خط ترکی سومری با منشا رونی ترکی

منشا ترکی الفبای عربی
در شکل زیر منشا و ریشه حروف الفبای عربی در الفبای رونی ترکی امده است.
تصویر26:حروف الفبای عربی با ریشه ترکی
در شکل زیر شباهت فوق العاده لفظ جلاله در عربی با لفظ تانگری-خدا- در الفبای اورخون امده است.
تصویر27:شباهت لفظ جلاله در عربی با اورخون
نکته قابل توجه دیگر وجود کتیبه های ترکی در مناطق عرب نشین است.
در یمن و عمان در اثار باقی مانده از قصر بلقیس کتیبه های ترکی بسیاری با الفبای رونیک به چشم میخورد.
تصویر28:کتیبه های ترکی عمان یمن قصر بلقیس
تصویر29:شکل اصلی حروف کتیبه های ترکی یمن و عمان
تصویر30:ریشه ترکی الفبای عبری

منشا ترکی الفبای چینی
الفبای
چینی امروزی برگرفته از طمغاهای ترکی می باشد.بعلاوه به نوعی برگرفته از
الفبای اورخون و اویغور می باشد.این مسئله در کتاب باستانی و ارزشمند ترکی
آلتین یاروق و ایرک بیتیک کاملا مشهود است.
تصویر31:نمونه های چینی قدیم برگرفته از طمغاهای ترکان
تصویر32:کتاب آلتین یاروق و ایرک بیتیک

لینکها:
کتیبه های رونی اسیا و اروپا
http://www.antalyaonline.net/futhark/Avrasya.htm
کتیبه Kylver
http://en.wikipedia.org/wiki/Kylver_Stone
ترکی بودن کتیبه های futhark
http://www.antalyaonline.net/futhark/
کاظیم میرشان
http://tr.wikipedia.org/wiki/Kaz%C4%B1m_Mir%C5%9Fan
کتیبه های اورخون
http://tr.wikipedia.org/wiki/Orhun_Yaz%C4%B1tlar%C4%B1
طمغا
http://en.wikipedia.org/wiki/Tamga
http://turkbilimi.com/?s=tamga
طوغرا-طغرا- مهر حکومتی
http://en.wikipedia.org/wiki/Tughra
سومریان پروترک
http://www.onturk.net/onturk-betik-sumerce-turkce-benzer-sozcukler.html
کتیبه های ترکی اتروسک ها
www.angelfire.com/tn3/tahir/trk93a.html
ریشه ترکی الفبای لاتین
The Turkic origin of Latin Alphabet
http://www.frmtr.com/kultur/583104-latin-alfabesinin-kokeni-turkce.html
ریشه ترکی الفبای یونان
http://www.bilinmeyenturktarihi.com/tag/yunanin-kokeni-on-turktur
وایکینگ ها
http://www.astroset.com/bireysel_gelisim/kadim/k28.htm
کتیبه های ترکی عربستان
http://turkbilimi.com/?p=11830
http://turkbilimi.com/?p=10297
یمن-بیلقیس
http://turkbilimi.com/?p=598
http://www.onturk.net/onturk-yazitlari-yemen.html
کتیبه های ترکی باستان در اناطولی-ترکیه
http://www.onturk.net/onturk-yazitlari-turkiye-kucuk-yazilikaya.html
http://www.onturk.net/onturk-betik-hititce-turkce-benzer-sozcukler.html
کتیبه های ترکان باستان در اصفهان
http://www.onturk.net/onturk-kaya-resimleri-isfahan.html


امپراطوری های ترکان اروپا
تاریخ ترکان باستان اروپا
در بررسی تاریخ و تمدن اروپا گاها به کتیبه های ترکی و یا اماکنی با نام ترکی (مثل آلپ ، دانوب و...)برمیخوریم ؛یا لغاتی در زبان های اروپایی را مشاهده میکنیم که از ترکی باستان گرفته شده اند.

علت این شواهد وجود امپراطوری ها و حضور اقوام پروترک و ترک در اروپا بوده است.در این مقاله به بررسی چندی از این ترکان می پردازیم.
TÜRKÇE yazıtlar Avrupada
کتیبه های ترکی باستانی در اروپا
کتیبه ترکی kylver_stone نوشته شده با الفبای رونی ترکی

ترجمه کتیبه ترکی kylver_stone

الفبای ترکی وایکینگ ها

کتیبه ی باستانی ترکی در ترکیه

کتیبه های ترکی باستانی دیگر در اروپا


Etrüsk TÜRKleri
ترکان اتروسک بانیان تمدن اروپا
ترکان اتروسک در سال ۷۰۰ پیش از میلاد

مجسمه مشهور گرگ اتروسک
(گرگ حیوان مقدس ترکان اتروسک)

کتیبه های ترکی اتروسکی با ترجمه

کتیبه ترکی در یونان باستان

Hun Türkleri
Hunlar
امپراطوری ترکان هون به فرماندهی آتیلای کبیر
در سال 200 میلادی


Saka Türkleri
işğuzlar
ترکان سکایی-ایشغوز ها-ایسکیت ها
در سال 600 پیش از میلاد


Avar TÜRKleri
Avarlar
امپراطوری ترکان آوار در اروپا
در سال 500 میلادی

Hazar Türkleri
Xəzər Türkləri-Xəzərbaycan
امپراطوری ترکان خزر در اروپا-خزربایجان
در سال 600 میلادی

Gök TÜRKLER
ترکان آسمانی
گوک تورک ها در سال 600 میلادی

Selcuk Türkleri
امپراطوری ترکان سلجوقی
سلجوقیان

OttomanEmpire
امپراطوری عثمانی

در حال حاضر نیز اقوام ترک زبان در اروپا سکونت دارند.مثل گاگاووز ها
TƏBRİZ - Çizgi və miniyator astanası və beşiki
TEBRİZ-çizgi ve hüner başkenti
تبریز مهد نقاشی و نگارگری
تبریز مرکز مینیاتور ایران
نگارگری ترکان در جهان
ترکان
بدلیل وسعت جغرافیای حکومتی و تاریخ چند هزار ساله دارای آثار فراوانی در
جهان هستند.بدون در نظر گرفتن اقوام پروترک و پروتوترک(اجداد ترکان) می
توان محدوده ی فرهنگی ترکان را از قلب چین تا اروپا و از سیبری تا دل
هندوستان در نظر گرفت.همسایگی ترکان با اقوام مختلف مثل چینی ها ، هندی ها ،
روس ها ، یونانیان ، فارس ها ، اعراب و ... باعث ایجاد یک غول فرهنگی غنی
در بین ترکان شده است و ترکان را به عنوان یک مبادله گر فرهنگی بین اقوام
مختلف مطرح کرده است.
Mughal_Empire painting
نقاشی های ترکان گورکانی(بابوریان) در هندوستان
نگارگری هندوستان برگرفته از هنر ترکان
نگاره ای باستانی از ترکان
در این میان نگارگری ، نقاشی و مینیاتور
نقش برجسته ای دارد.از آثار نقاشی ترکان می توان به نگارگری های اویغور
ها(قاراخانیان) در چین ، بابوریان(گورکانیان) در هندوستان ، نگارگری های
عثمانی و سلجوقی در اروپا و نگارگری های سلجوقیان ، تیموریان ، صفویان و...
در ایران اشاره کرد.
شهر نقاشی های ترکان باستان tun_huang
شهر باستانی ترکان با نگاره های زیبا idikut
نقاشی های Khara khota
نقاشی های شهر باستانی خاراخوتا (قارا خوتا) با تاریخ چند هزار ساله
نقاشی های bezeklik
شهر بزکلیک ترکستان شرقی
نقاشی های تورپان turpan
نقوشی از ترکان باستان در اروپا
نقشی از ترکان اتروسک در ایتالیا
نقشه ی امپراطوری ترکان در کتاب دیوان الغات ترک
نگارگری و مینیاتور ایران و آذربایجان و ترکان
نگارگری
و نقاشی در ایران معمولا با ترکان و سلسله های ترک زبان شناخته می شود.با
جرات می توان گفت تمامی مکاتب نگارگری ایران برگرفته از ترکان می باشد.
در
آذربایجان از تمدن های باستانی (ماننا ، اورارتو ، ایشغوز و...) آثار
هنری فراوانی بدست آمده است.مثل جام سولدوز و آجر های قالایچی
آجرهای نقاشی شده قالایچی شاهین دژ
(نکته جالب اینجاست که این آجرها در منطقه ای با اسم ترکی قالایچی که مرتب با این رنگکاریها می باشد کشف شده اند)
آثار هنری شهر مراغه مربوط به دوران ایلخانی
مینیاتور دده قورقود
برای اولین بار در تاریخ ایران مصور
سازی کتب به شکل کارگاهی و در مجموعهای به نام ربع رشیدی تبریز که به همت
خواجه رشد الدین فضل الله بنا شده بود به انجام میرسید. در مکاتب نقاشی
ایران تبریز نقش برجسته ای دارد.مکتب های نقاشی ایران عبارتند از
1-مکتب سلجوقی
این مکتب را ترکان سلجوقی پدید آورده اند و در بین ایران و ترکیه و کشورهای منطقه مشترک است.
نقاشی های امپراطوری عثمانی
2-مکتب تبریز اول
این مکتب در
سلسله های ایلخانان، جلایریان، قراقوینلو و آققوینلو و صفویان بوجود آمده
است.وجه اشتراک این سلسله ها ترک بودن آنها و یکسان بودن پایتختشان در
تبریز است.
3-مکتب جلایری یا تبریز-بغداد
این مکتب نیز مانند دیگر مکاتب با دخالت مستقیم ترکان و تبریز پدیدار گشته است.
4-مکتب هرات
این
مکتب توسط ترکان تیموری در هرات پدید آمده است.هرات یکی از پایتخت های
ترکان تیموری بوده است.نکته جالب این است که برخی از شاهان تیموری متولد
آذربایجان هستند.مثل الغ بیگ (اولوغ بیگ) شاه دانشمند ، شاعر و منجم که
متولد آذربایجان(زنجان) می باشد
5-مکتب کمالالدین بهزاد (هرات ۲)
این
مکتب نیز توسط ترکان تیموری در هرات پدید آمده است.البته باید اشاره کرد
که مقبره کمالالدین بهزاد در باغ دو کمال تبریز می باشد.
باغ دو کمال تبریز مقبره کمال الدین بهزاد و کمال الدین خجندی
6-مکتب تبریز دوم
این مکتب در تبریز با قدرت گرفتن صفویان در زمان شاه اسماعیل بوجود آمده است.
مینیاتور اصفهانی با اشعار ترکی
نقاشی های چهل ستون اصفهان یادگار ترکان صفویه
در ادامه به بررسی چند مینیاتور تبریزی می پردازیم.
مینیاتور تبریز با شعر ترکی
چند مینیاتور دیگر تبریزی
مینیاتور غازان خان
نقاشی هایی از آناتومروس
نقشه شاردن از تبریز
مینیاتور مطراقچی از تبریز
نقاشی قدیمی از بازار تبریز
نقاشی های قدیمی از ارک علیشاه و دوه چی قاپیسی
نقاشی قدیمی از گؤک(گؤی) مسجید
نقاشی قدیمی از غازانیه (شام قازان)
نقاشی های پتگر از تبریز
نقاشی از بازارچه صاحب الامر(صاحیب امیر)
نقاشی از محله گزیران(گازران)
نقاشی محله سرچشمه
نقوش طلایی گؤی مسجید(مسجد کبود) تبریز
نقاشی های خانه حریری تبریز
نقاشی های خانه ی بهنام تبریز
نقاشی های مقبره سید حمزه تبریز
نقاشی های مسجد استاد شاگرد
نقاشی های خانه یانس